0Item(s)

هیچ آیتمی در سبد خریدتان وجود ندارد.

Product was successfully added to your shopping cart.
  • سنگی بر گوری سنگی بر گوری

سنگی بر گوری

بازنگری سریع

اواخر تابستان سال 1341 بود. روزهاي آن زلزله نكبتي!
داشتم صبحانه مي‌خوردم كه تلفن صدا كرد. معمولا زنم مي‌رود پاي تلفن. اول سلام و عليكي ناآشنا و از سر خونسردي. و بعد بله همين جا است. و بعد مدتي سكوت و بعد سلام و عليك ديگري. و بعد صدايش احترام آميز شد و سايه مبارك كم نشود... و من داشتم چايم را مزه مزه مي‌كردم كه يك مرتبه فريادش بلند شد. به گريه. و چه گريه‌اي. كه از جا پريدم. هق‌هق مي‌كرد كه رسيدم. گوشي را گرفتم و:
- چه خبره اول صبح؟
كه يارو خودش را معرفي كرد. تيمسار سپهبد... درست همين جور.
- خوب. چه فرمايشي داشتيد؟
كه خبر را داد. خيلي نظامي و خيلي تلگرافي. كه بله 75 درصد از پوست سوخته. با نفت. صبح از كرمانشاه تلفونگرام كردند... و حالا من... كه گفتم:
- نمي‌شد اول مرد خانه را خبر كنيد؟
كه يارو جا خورد. با همه تيمساري‌اش. و جوري كه ديدم بد شد. اين بودم كه افزودم:
- خوب، مي‌فرموديد.

جزییات

اطلاعات تکمیلی

کد کالا 10-3846
وزن 110.0000
انتشارات کتاب سیامک
مولف جلال آل احمد
مترجم خیر
ویراستار خیر
مصحح خیر
خطاط خیر
گردآورنده خیر
تاریخ انتشار 21 خرداد 1997
قطع کتاب رقعی
نوع جلد شومیز
نوع چاپ تک رنگ
نوع کاغذ معمولی
شرح CD/DVD ندارد
تعداد صفحات 91
نوبت چاپ 2
شابک 13 رقمی 9789646141155

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.

  1. برای نظر دادن به این محصول اولین باشید

نظر خودتان را بنویسید

شما به این محصول چه امتیازی می‌دهید؟ *

  1 ستاره 2 ستاره 3 ستاره 4 ستاره 5 ستاره
قیمت
محتوا
به روز بودن
کیفیت تولید