0Item(s)

هیچ آیتمی در سبد خریدتان وجود ندارد.

Product was successfully added to your shopping cart.
  • فصل نان فصل نان

فصل نان

بازنگری سریع

 







 


آبگوشت آلوچه / از مجموعه داستان های کوتاه فصل نان


وقتی به کوچه رسیدیم ، ننه که توی حیاط پای حوض ظرف می شست داد زد :


« هله هوله نخرید ها ! شکمتان درد می گیرد ، پولتان را بدهید خرما ، یا چیزی که سیرتان بکند . »


خواب آلود و خسته به راه افتادیم . آفتاب تازه به لب بام های بلند و به نوک چنارها تابیده بود . گنجشک ها سر و صدا می کردند . از روی پشت بام های دور پشه بندها در زیر نور خورشید می درخشیدند و چشم ما را می زدند . هر سه خمیازه می کشیدیم . تابستان بود اما هنوز سوز سرمایی از ته کوچه های آب پاشی شده به تنم می خورد . دلم شور می زد . سردم بود و تنبل بودم . دلم می خواست برگردم به خانه و بخوابم . دست هایم را زنبه ناسور کرده بود و...


صاحب خانه ی ما در بالای شهر خانه ی دیگری می ساخت . من و اکبر و اصغر می رفتیم و برایش کار می کردیم . خاک غربال می کردیم ، آجر و خشت جلو دست بنا می بردیم ، سنگ می کشیدیم و با زنبه نخاله برای پر کردن کف اتاق ها جمع می کردیم . صاحب خانه قول داده بود که دست آخر پس از تمام شدن خانه اش برای هر کدام ما یک دست کت و شلوار بخرد .





دسترسی: تهیه از مراکز توزیع

‎4٬500تومان

جزییات

اطلاعات تکمیلی

کد کالا 10-26177
وزن 52.0000
انتشارات چشمه
مولف علی اشرف درویشیان
مترجم خیر
ویراستار خیر
مصحح خیر
خطاط خیر
گردآورنده خیر
تاریخ انتشار 20 خرداد 2012
قطع کتاب جیبی
نوع جلد شومیز
نوع چاپ تک رنگ
نوع کاغذ معمولی
شرح CD/DVD ندارد
تعداد صفحات 88
نوبت چاپ 18
شابک 13 رقمی 9789643622572

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.

  1. برای نظر دادن به این محصول اولین باشید

نظر خودتان را بنویسید

شما به این محصول چه امتیازی می‌دهید؟ *

  1 ستاره 2 ستاره 3 ستاره 4 ستاره 5 ستاره
قیمت
محتوا
به روز بودن
کیفیت تولید