0Item(s)

هیچ آیتمی در سبد خریدتان وجود ندارد.

Product was successfully added to your shopping cart.
  • قاب طلايی قاب طلايی

قاب طلايی

بازنگری سریع

قاب طلايي مجموعه داستان كوتاه ام‌البنين شجاعي است كه آن را در 46 صفحه و سه داستان گرد آورده است. محتواي داستانها، دغدغه‌هاي كودكانه است كه از زاويه ديد شخص اول نوشته شده است. در داستان قاب طلايي، افسانه كبيري دانش‌آموز سال آخر دبستان به خاطر گرفتن جايزه از دوستش مريم جدا مي‌افتد؛ كه در آن حسادت دنياي كودكانه به خوبي به تصوير كشيده شده است. مريم و افسانه دوست قديمي است. تمام دورة دبستان را با هم به مدرسه رفته‌اند. اما به سبب نفر اول شدن در كلاس و گرفتن قاب طلايي، به عنوان جايزه، مريم از وي جدا مي‌شود. افسانه هر چه مي‌كند، چيزي درست نمي‌‌شود. لذا در ساعت كلاس، روبه‌روي بچه‌ها و مبصر، قاب طلايي را كه باعث جدايي او و دوستش شده است به زمين مي‌زند كه معلم سر مي‌رسد.
در داستان دوم، مادربزرگ تنها در خانه‌اي قديمي زندگي مي‌كند. عباس، نوه‌اش، شبها را پيش او مي‌ماند. در يك شب سرد و باراني، ناگهان آسمان قرق مي‌كند و سقف آسمان مي‌شكافد. توفان و رعد و برق باعث خرابي خانه مادربزرگ مي‌شود. مادربزرگ در لابه‌لاي سنگ و چوب و گ‍ِل فروريخته ديوار خانه مي‌ماند. عباس زير آوار مي‌شود. سرانجام پس از جست‌وجو، هر دو زنده در مي‌آيند، آن گاه همه به فكر ساختن خانه جديد براي مادربزرگ مي‌افتند.
داستان سوم، ماجراي كودكان آوارة بوسني و هرزگوين است كه از دست صربها در دشتها آواره شده‌اند. صداي شليك مسلسل و انفجار بمب، قطع نمي‌شود. بچه‌ها گرسنه شب را به روز مي‌رسانند كه شايد پس از طلوع آفتاب، جنگ آرام شود و كمي بخوابند؛ اما صبح نشده، چند انفجار سهمگين، شيون زخميها را به آسمان مي‌فرستد و پدربزرگ نيز زخم بر مي‌دارد. كودك در فكر بازگشت به شهر به خواب مي‌رود تا انفجار ديگر شهر را در خواب ببيند...

جزییات

قاب طلايي مجموعه داستان كوتاه ام‌البنين شجاعي است كه آن را در 46 صفحه و سه داستان گرد آورده است. محتواي داستانها، دغدغه‌هاي كودكانه است كه از زاويه ديد شخص اول نوشته شده است. در داستان قاب طلايي، افسانه كبيري دانش‌آموز سال آخر دبستان به خاطر گرفتن جايزه از دوستش مريم جدا مي‌افتد؛ كه در آن حسادت دنياي كودكانه به خوبي به تصوير كشيده شده است. مريم و افسانه دوست قديمي است. تمام دورة دبستان را با هم به مدرسه رفته‌اند. اما به سبب نفر اول شدن در كلاس و گرفتن قاب طلايي، به عنوان جايزه، مريم از وي جدا مي‌شود. افسانه هر چه مي‌كند، چيزي درست نمي‌‌شود. لذا در ساعت كلاس، روبه‌روي بچه‌ها و مبصر، قاب طلايي را كه باعث جدايي او و دوستش شده است به زمين مي‌زند كه معلم سر مي‌رسد.
در داستان دوم، مادربزرگ تنها در خانه‌اي قديمي زندگي مي‌كند. عباس، نوه‌اش، شبها را پيش او مي‌ماند. در يك شب سرد و باراني، ناگهان آسمان قرق مي‌كند و سقف آسمان مي‌شكافد. توفان و رعد و برق باعث خرابي خانه مادربزرگ مي‌شود. مادربزرگ در لابه‌لاي سنگ و چوب و گ‍ِل فروريخته ديوار خانه مي‌ماند. عباس زير آوار مي‌شود. سرانجام پس از جست‌وجو، هر دو زنده در مي‌آيند، آن گاه همه به فكر ساختن خانه جديد براي مادربزرگ مي‌افتند.
داستان سوم، ماجراي كودكان آوارة بوسني و هرزگوين است كه از دست صربها در دشتها آواره شده‌اند. صداي شليك مسلسل و انفجار بمب، قطع نمي‌شود. بچه‌ها گرسنه شب را به روز مي‌رسانند كه شايد پس از طلوع آفتاب، جنگ آرام شود و كمي بخوابند؛ اما صبح نشده، چند انفجار سهمگين، شيون زخميها را به آسمان مي‌فرستد و پدربزرگ نيز زخم بر مي‌دارد. كودك در فكر بازگشت به شهر به خواب مي‌رود تا انفجار ديگر شهر را در خواب ببيند...

اطلاعات تکمیلی

کد کالا 50-5593
وزن 60.0000
انتشارات سوره مهر
مولف ام‌البنين شجاعی راد
مترجم خیر
ویراستار خیر
مصحح خیر
خطاط خیر
گردآورنده خیر
تاریخ انتشار 1 فروردین 1383
قطع کتاب رقعی
نوع جلد ندارد
نوع چاپ تک رنگ
نوع کاغذ معمولی
شرح CD/DVD

ندارد

تعداد صفحات 46
نوبت چاپ 1
شابک 13 رقمی 9789644716825

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.

  1. برای نظر دادن به این محصول اولین باشید

نظر خودتان را بنویسید

شما به این محصول چه امتیازی می‌دهید؟ *

  1 ستاره 2 ستاره 3 ستاره 4 ستاره 5 ستاره
قیمت
محتوا
به روز بودن
کیفیت تولید