0Item(s)

هیچ آیتمی در سبد خریدتان وجود ندارد.

Product was successfully added to your shopping cart.
  • کتاب‌های طلایی، رمان- پاییز در قطار کتاب‌های طلایی، رمان- پاییز در قطار

کتاب‌های طلایی، رمان- پاییز در قطار

بازنگری سریع


كتاب حاضر رمان كوتاهي است كه آن را محمد كاظم متريناني در 58 صفحه نگاشته است. حكايت رمان، نگاه قدسي است به شهيد و خانواده او كه مدام در رمانهاي جنگ تكرار مي‌شوند و مكرر نيستند. خانواده‌اي در يكي از روستاهاي كشور كه تنها پسر آنها به جبهه رفته است. پسر بارها از جبهه نامه نوشته و از ننه ربابه و اسبش پرسيده بود و خانواده‌اش نيز به او اطمينان داده بودند كه همه چيز خوب است. روزي مرخصي آمده بود. در قطار پر از تابوت و ترسيده بود از آدمهاي درون تابوت كه او را مي‌پايند و شايد روزي او خود چنين به روستا برگردد. پسر به خانه برمي‌گردد. همه چيز عادي است. مادرش، پدرش، ننه ربابه، پير زن كه يك عمر در خانه آنها خدمت كرده است. «خانمي» سگش و اسپش. پسر دوباره به جبهه برمي‌گردد و پس از چندي دوباره به خانه برمي‌گردد. اين بار حوادث در خانه با آمدن عمويش كه از بمباران فرار كرده بود، رنگ ديگري به خود گرفته بود، خانه عوض شده بود و آدمهاي خانه وابستگي به حيوانات خانه نداشتند، بچه‌ها شهري بودند و پ‍ُرآزار، باري كه خانمي سگ خانه نوة عمو را گاز گرفته بود او را در بيابان رها كرده بودند اما پسر چشم آبي با اسبش به سراغ او آمده بود و او را به خانه برگردانده بود، روزي پسر دوباره به جبهه برمي‌گردد، اين بار اوضاع جوري ديگر رقم مي‌خورد. ننه ربابه به بستر مي‌افتد، گاوها عصباني مي‌شوند و سرانجام به قصابي فروخته مي‌شوند. مرغها و خروسها مي‌ميرند. خانه سوت و كور مي‌شود و اسب خانه روزي فرار مي‌كند و در مسير برگشت پسر جان مي‌دهد. روزي دوباره قطار برمي‌گردد. اما اين بار تابوتي را با خود مي‌آورد. خانه سياه‌پوش مي‌شود و همه در غم فرو مي‌روند، پرچمي سه‌رنگ بر فراز تابوت مي‌چرخد. سگ خودش را به ننه ربابه مي‌رساند. پسر چشم آبي كه سبك‌بال چون فرشتگان شده بود معلق‌زنان به درون خانه مي‌آيد، پيشاني ننه ربابه، پدر و مادرش را مي‌بوسد و به آسمان مي‌رود. سگ به ريل قطار مي‌زند و تا بي‌كران گم مي‌شود. رمان حادثه روايي را بر اساس ديد يك سگ به اسم خانمي و ساير خانواده مي‌نويسد اين احساس را به وجود مي‌آورد كه حيوانات همه چيز را مي‌دانند و مي‌بينند و وابسته به خانه‌اند و آدميان درون خانه. از شادي آدميان شاد و از غمگيني آنها غمگين مي‌شوند. در رمان به ساختار خوب توجه شده و عاطفه خانوادگي، وابستگي خانواده در ايران را به زيبايي به تصوير كشيده است.


جزییات

كتاب حاضر رمان كوتاهي است كه آن را محمد كاظم متريناني در 58 صفحه نگاشته است. حكايت رمان، نگاه قدسي است به شهيد و خانواده او كه مدام در رمانهاي جنگ تكرار مي‌شوند و مكرر نيستند. خانواده‌اي در يكي از روستاهاي كشور كه تنها پسر آنها به جبهه رفته است. پسر بارها از جبهه نامه نوشته و از ننه ربابه و اسبش پرسيده بود و خانواده‌اش نيز به او اطمينان داده بودند كه همه چيز خوب است. روزي مرخصي آمده بود. در قطار پر از تابوت و ترسيده بود از آدمهاي درون تابوت كه او را مي‌پايند و شايد روزي او خود چنين به روستا برگردد. پسر به خانه برمي‌گردد. همه چيز عادي است. مادرش، پدرش، ننه ربابه، پير زن كه يك عمر در خانه آنها خدمت كرده است. «خانمي» سگش و اسپش. پسر دوباره به جبهه برمي‌گردد و پس از چندي دوباره به خانه برمي‌گردد. اين بار حوادث در خانه با آمدن عمويش كه از بمباران فرار كرده بود، رنگ ديگري به خود گرفته بود، خانه عوض شده بود و آدمهاي خانه وابستگي به حيوانات خانه نداشتند، بچه‌ها شهري بودند و پ‍ُرآزار، باري كه خانمي سگ خانه نوة عمو را گاز گرفته بود او را در بيابان رها كرده بودند اما پسر چشم آبي با اسبش به سراغ او آمده بود و او را به خانه برگردانده بود، روزي پسر دوباره به جبهه برمي‌گردد، اين بار اوضاع جوري ديگر رقم مي‌خورد. ننه ربابه به بستر مي‌افتد، گاوها عصباني مي‌شوند و سرانجام به قصابي فروخته مي‌شوند. مرغها و خروسها مي‌ميرند. خانه سوت و كور مي‌شود و اسب خانه روزي فرار مي‌كند و در مسير برگشت پسر جان مي‌دهد. روزي دوباره قطار برمي‌گردد. اما اين بار تابوتي را با خود مي‌آورد. خانه سياه‌پوش مي‌شود و همه در غم فرو مي‌روند، پرچمي سه‌رنگ بر فراز تابوت مي‌چرخد. سگ خودش را به ننه ربابه مي‌رساند. پسر چشم آبي كه سبك‌بال چون فرشتگان شده بود معلق‌زنان به درون خانه مي‌آيد، پيشاني ننه ربابه، پدر و مادرش را مي‌بوسد و به آسمان مي‌رود. سگ به ريل قطار مي‌زند و تا بي‌كران گم مي‌شود. رمان حادثه روايي را بر اساس ديد يك سگ به اسم خانمي و ساير خانواده مي‌نويسد اين احساس را به وجود مي‌آورد كه حيوانات همه چيز را مي‌دانند و مي‌بينند و وابسته به خانه‌اند و آدميان درون خانه. از شادي آدميان شاد و از غمگيني آنها غمگين مي‌شوند. در رمان به ساختار خوب توجه شده و عاطفه خانوادگي، وابستگي خانواده در ايران را به زيبايي به تصوير كشيده است.

اطلاعات تکمیلی

کد کالا 18-120539
وزن 90.0000
انتشارات سوره مهر
مولف کاظم مزینانی
مترجم خیر
ویراستار خیر
مصحح خیر
خطاط خیر
گردآورنده خیر
تاریخ انتشار 1 فروردین 1387
قطع کتاب رقعی
نوع جلد شومیز
نوع چاپ تک رنگ
نوع کاغذ معمولی
شرح CD/DVD

ندارد

تعداد صفحات 64
نوبت چاپ 3
شابک 13 رقمی 9789645660075

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.

  1. برای نظر دادن به این محصول اولین باشید

نظر خودتان را بنویسید

شما به این محصول چه امتیازی می‌دهید؟ *

  1 ستاره 2 ستاره 3 ستاره 4 ستاره 5 ستاره
قیمت
محتوا
به روز بودن
کیفیت تولید