آدم‌ها در پایان راه

کد کالا:
12914

برای نظر دادن به این محصول اولین باشید

وضعیت: غیر قابل تهیه

‎2٬000تومان

همه ما آدم‌ها روزي به پايان راه مي‌رسيم ، اما اين‌كه چگونه به پايان راه مي‌رسيم ، بيشتر به چگونه زندگي‌كردنمان شبيه است ، درست مثل زندگي‌كردن آدم‌هاي داستان اكبر تقي‌نژاد. اين نويسنده هر آنچه هست را مي‌نويسد بي كم و كاست و تلخي زندگي را چنان بازگو مي‌كند كه خواننده با خواندن آنها حق دارد كه از خود و زندگي بيخود شود ! در اپيزود سوم داستانها ، سرگذشت مرگ غمبار نازيلا دختر هفت‌ساله‌اي را مي‌خوانيم كه چون معلولي جسماني است حق حيات از او توسط پدرش سلب مي‌شود چرا كه پدرش آينده‌اي براي او متصور نيست. خدا در همه جاي داستان حضور دارد ، خدا نمي‌خواهد كه پدر ، دخترش را مجازات كند ، اما پدر بعد از كشتن دختر او را مي‌بوسد طوري كه همه سال انگار نبوسيده بود . « مي‌داني ، هر وقت مي‌ديدمش دلم به درد مي‌آمد ، تمام وجودم از غصه فشرده مي‌شد ، غم مثل مهي سياهرنگ دورم مي‌پيچيد و مرا توي خودش گم و گور مي‌كرد . » نويسنده خيلي دلش مي‌خواست باز هم در مورد مرگ‌‌هايي كه از نزديك در جريان آنها بود ، داستان بنويسد ، اما خودش مُرد ، در . . .

اطلاعات تکمیلی

اطلاعات تکمیلی کتاب آدم‌ها در پایان راه

کد کالا 12914
وزن 192 گرم
انتشارات ققنوس
مولف اکبر تقی‌نژاد
تاریخ انتشار 30 آذر 1388
قطع کتاب رقعی
نوع جلد شومیز
نوع چاپ تک رنگ
نوع کاغذ معمولی
شرح CD/DVD

ندارد

تعداد صفحات 102
نوبت چاپ 1
شابک 13 رقمی 9789643118112

توصیف محصول

جزییات

همه ما آدم‌ها روزي به پايان راه مي‌رسيم ، اما اين‌كه چگونه به پايان راه مي‌رسيم ، بيشتر به چگونه زندگي‌كردنمان شبيه است ، درست مثل زندگي‌كردن آدم‌هاي داستان اكبر تقي‌نژاد. اين نويسنده هر آنچه هست را مي‌نويسد بي كم و كاست و تلخي زندگي را چنان بازگو مي‌كند كه خواننده با خواندن آنها حق دارد كه از خود و زندگي بيخود شود ! در اپيزود سوم داستانها ، سرگذشت مرگ غمبار نازيلا دختر هفت‌ساله‌اي را مي‌خوانيم كه چون معلولي جسماني است حق حيات از او توسط پدرش سلب مي‌شود چرا كه پدرش آينده‌اي براي او متصور نيست. خدا در همه جاي داستان حضور دارد ، خدا نمي‌خواهد كه پدر ، دخترش را مجازات كند ، اما پدر بعد از كشتن دختر او را مي‌بوسد طوري كه همه سال انگار نبوسيده بود . « مي‌داني ، هر وقت مي‌ديدمش دلم به درد مي‌آمد ، تمام وجودم از غصه فشرده مي‌شد ، غم مثل مهي سياهرنگ دورم مي‌پيچيد و مرا توي خودش گم و گور مي‌كرد . » نويسنده خيلي دلش مي‌خواست باز هم در مورد مرگ‌‌هايي كه از نزديك در جريان آنها بود ، داستان بنويسد ، اما خودش مُرد ، در . . .

برچسب‌های محصول

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.

نظرات مشتری

نظر خودتان را بنویسید

شما نظر می دهید: آدم‌ها در پایان راه

شما به این محصول چه امتیازی می‌دهید؟ *

  1 ستاره 2 ستاره 3 ستاره 4 ستاره 5 ستاره
قیمت
محتوا
به روز بودن
کیفیت تولید
Back to Top