اروند ما را با خود می‌برد

کد کالا:
50-4848

برای نظر دادن به این محصول اولین باشید

وضعیت: غیر قابل تهیه

‎2٬100تومان

كتاب حاضر، مجموعه خاطرات رزمندگان اردبيل است كه آن را ساسان ناطق پس از ساعتها مصاحبه و گفت و گويي شفاهي در 218 صفحه تدوين نموده است. اين مجموعه روايت ده تن از رزمندگان دوران دفاع مقدس هشت ساله است كه در آغاز هر خاطره معرفي كوتاهي از روايتگران آمده است و سپس به خاطرات پرداخته شده است. خاطرات مرداني كه روزي سينه‌هايشان را به خاكريزها و گلوله‌ها سپرده بودند تا به دنيا بفهمانند ما ايرانيها مي‌توانيم از همه آنچه كه دوست داريم دفاع كنيم، هر چند هزينة آن برايمان سنگين باشد. «والفجر 8» كه ساعت 22ـ 20/11/1364 در منطقه عملياتي فاو با رمز يازهرا به مدت 78 روز در منطقه‌اي به وسعت 800 كيلومتر مربع انجام گرفت اولين خاطره مجموعه است كه آن را سرهنگ پاسدار ميرزاعلي برمكي روايت مي‌كند. وي روايتگر شجاعتها و هجرت همرزمانش است كه در عملياتهاي والفجر 8، خيبر، بدر، كربلاي 4 و5 و مرصاد، زخمها برداشته يا به شهادت رسيده‌اند. «كانال ماهي»، خاطره‌اي است از عوض حسن‌پور از عملياتهاي كربلاي 4 و 5 روايت مي‌كند و عبور از اروند خاطرة جمشيد وثوقي است كه روايت والفجر 8 در منطقه فاو است. والفجر يك، خاطره است از سرهنگ پاسدار ميرنورالدين اظهر نياري از عملياتهاي مرصاد، والفجر، بدر، قدس و ... و «اروند ما را با خود مي‌برد» خاطره است از اكبر جعفري معلم از عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5 و نصر 7 و «كنسرو تركش» خاطره مير محمد حسيني است از عملياتهاي بدر و والفجر و ...، عمليات قادر خاطره‌اي است از دلالت باقريان از عمليات والفجر و ... و «خط شلمچه» خاطره داور پيررسول‌زاده از دوستانش است در عملياتهاي متفاوت زخم برداشته و يا ديگر در كنار او نيست. «عمليات خيبر» خاطره است از احد منتظر عليه كه عملياتهاي والفجر 8 و خيبر و ... را به تصوير مي‌كنند.
«عمليات فتح‌المبين» خاطره سرهنگ علي رستمي جناقرد است از عمليات فتح‌المبين. در گوشه از اين خاطره‌ها چنين آمده است: دستم را كشيدم روي زمين يك سنگ پيدا كنم ولي چشمم به گراز بود كه يك وقت حمله نكند. يك دفعه يكي آرام زد پشت گردنم. كم مانده بود از ترس بيفتم سكته كنم. با خودم گفتم حتماً گشتي‌هاي عراقي‌ها هستند كه اسلحه‌هايشان را گذاشتند پشت سرم. آرام دستم را بردم پشت سرم دستم خورد به لوله اسلحه ...

اطلاعات تکمیلی

اطلاعات تکمیلی کتاب اروند ما را با خود می‌برد

کد کالا 50-4848
وزن 320 گرم
انتشارات سوره مهر
مولف ساسان ناطق
تاریخ انتشار 30 آذر 1385
قطع کتاب رقعی
نوع جلد شومیز
نوع چاپ تک رنگ
نوع کاغذ معمولی
شرح CD/DVD

ندارد

تعداد صفحات 220
نوبت چاپ 1
شابک 13 رقمی 9789645060990

توصیف محصول

جزییات

كتاب حاضر، مجموعه خاطرات رزمندگان اردبيل است كه آن را ساسان ناطق پس از ساعتها مصاحبه و گفت و گويي شفاهي در 218 صفحه تدوين نموده است. اين مجموعه روايت ده تن از رزمندگان دوران دفاع مقدس هشت ساله است كه در آغاز هر خاطره معرفي كوتاهي از روايتگران آمده است و سپس به خاطرات پرداخته شده است. خاطرات مرداني كه روزي سينه‌هايشان را به خاكريزها و گلوله‌ها سپرده بودند تا به دنيا بفهمانند ما ايرانيها مي‌توانيم از همه آنچه كه دوست داريم دفاع كنيم، هر چند هزينة آن برايمان سنگين باشد. «والفجر 8» كه ساعت 22ـ 20/11/1364 در منطقه عملياتي فاو با رمز يازهرا به مدت 78 روز در منطقه‌اي به وسعت 800 كيلومتر مربع انجام گرفت اولين خاطره مجموعه است كه آن را سرهنگ پاسدار ميرزاعلي برمكي روايت مي‌كند. وي روايتگر شجاعتها و هجرت همرزمانش است كه در عملياتهاي والفجر 8، خيبر، بدر، كربلاي 4 و5 و مرصاد، زخمها برداشته يا به شهادت رسيده‌اند. «كانال ماهي»، خاطره‌اي است از عوض حسن‌پور از عملياتهاي كربلاي 4 و 5 روايت مي‌كند و عبور از اروند خاطرة جمشيد وثوقي است كه روايت والفجر 8 در منطقه فاو است. والفجر يك، خاطره است از سرهنگ پاسدار ميرنورالدين اظهر نياري از عملياتهاي مرصاد، والفجر، بدر، قدس و ... و «اروند ما را با خود مي‌برد» خاطره است از اكبر جعفري معلم از عملياتهاي والفجر 8 و كربلاي 5 و نصر 7 و «كنسرو تركش» خاطره مير محمد حسيني است از عملياتهاي بدر و والفجر و ...، عمليات قادر خاطره‌اي است از دلالت باقريان از عمليات والفجر و ... و «خط شلمچه» خاطره داور پيررسول‌زاده از دوستانش است در عملياتهاي متفاوت زخم برداشته و يا ديگر در كنار او نيست. «عمليات خيبر» خاطره است از احد منتظر عليه كه عملياتهاي والفجر 8 و خيبر و ... را به تصوير مي‌كنند.
«عمليات فتح‌المبين» خاطره سرهنگ علي رستمي جناقرد است از عمليات فتح‌المبين. در گوشه از اين خاطره‌ها چنين آمده است: دستم را كشيدم روي زمين يك سنگ پيدا كنم ولي چشمم به گراز بود كه يك وقت حمله نكند. يك دفعه يكي آرام زد پشت گردنم. كم مانده بود از ترس بيفتم سكته كنم. با خودم گفتم حتماً گشتي‌هاي عراقي‌ها هستند كه اسلحه‌هايشان را گذاشتند پشت سرم. آرام دستم را بردم پشت سرم دستم خورد به لوله اسلحه ...

برچسب‌های محصول

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.

نظرات مشتری

نظر خودتان را بنویسید

شما نظر می دهید: اروند ما را با خود می‌برد

شما به این محصول چه امتیازی می‌دهید؟ *

  1 ستاره 2 ستاره 3 ستاره 4 ستاره 5 ستاره
قیمت
محتوا
به روز بودن
کیفیت تولید
Back to Top