روی ماه خداوند را ببوس

کد کالا:
1-783

وضعیت: تهیه از مراکز توزیع

‎8٬200تومان

 


با حرفهای راننده تاکسی کم کم لبخند علی محو می شود و جای آن را نگرانی می گیرد : فقط باید نگاهت رو به جایی بندازی که نور ماشین روشن کرده . به همون چند متر جلوی ماشین . به چپ و راست جاده نباید نگاه کنی . با کسی نباید حرفی چیزی بزنی . به چیزی نباید گوش بدی . آن پخش لعنتی ماشین رو هم باید خفش کنی تا حواست رو پرت نکنه . به مزخرفات رادیو هم نباید گوش بدی . اگه اینطور ادامه بدی یواش یواش پیچ های سخت خودشون رو نشونت می دن و هیچ خطری هم در کار نیست . اما اگه بخوای به فکر چیزای دیگه باشی خوب معلومه که هیچ غلطی نمی تونی بکنی . یا میفتی توی دره و یا می کوبی توی کوه . خب ، نمی گم من غلطی کرده ام اما دیشب وقتی داشتم می رفتم طرف خونه ، توی عباس آباد ، زنی گفت : \\\" الهیه \\\" و زدم روی ترمز . انگار کسی به من گفت مواظب باش ! مواظب زنه باش ! زنه جلو سوار شد و تا توی بلوار میر داماد حرفی نزد . اون جا بود که گفت مرده شور همه ی دنیا و آدم های کثافتش رو ببره . گفت دلش می خواد که یه مرد پیدا بشه و گوش تا گوش سرش رو ببره و راحتش کنه . من چیزی نگفتم . تعجب هم نکردم چون از اینجور مسافر ها زیاد دیده بودم . توی بزرگراه مدرس که پیچیدم گفت دو سال پیش شوهرش به او گفته می خواد بره سفر و معلوم نیست کی بر می گرده . گفت شوهره یک لات بی سر و پا بوده و الان دو ساله که او و سه تا بچش رو توی این جهنم بی در و پیکر رها کرده . گفت مطمئنه که دیگه اون عوضی بر نمی گرده . بهش گفتم اگه این حرفا رو برای این می زنه که کرایه نده من کرایه نمی خوام . گفتم من دارم می رم خونه و برای رضای خداوند حاضرم او رو هر جا که بخواد برسونم . گمونم می خواستم کار خوبی کرده باشم . یعنی در آن لحظه به حرف های که زده بودی فکر کردم و به خودم گفتم : عباس ! حالا وقتشه . پرسید : \\\" گفتی واسه چی این کارو می کنی ؟ \\\" گفتم : \\\" برای رضای خداوند . \\\" بعد یهو ریسه رفت . آن قدر بلند بلند خندید که پیشونی اش خورد به داشبورد ماشین . گفتم فکر نمی کنم حرف خنده داری زده باشم . گفت اتفاقا خیلی هم خنده دار بود . واقعا که خنده دار بود . گفت چطوره به اون خداوندت بگی که از توی آسمونش چند تا اسکناس سبز واسه این بیچاره بفرسته پایین . این رو که گفت دوباره خنده اش گرفت . بعد جدی شد و گفت : \\\" مشکل من و سه تا توله ام با بخشش صنار کرایه حل نمی شه جوون . \\\" بعد چادرش رو روی شانه اش انداخت و گفت : \\\" ببینم تو نمی خوای امشب خوش باشی ؟ این طوری بهتره . هم تو خوش بگذرون و هم من چند تومن گیرم میاد . گمونم این طوری خداوند تو هم راضی راضی باشه . قبوله ؟ \\\" توی یک فرعی پیچیدم و گفتم تو تا حالا چیزی در باره خداوند شنیدی ؟ آینه کوچکی از توی کیفش بیرون آورد و خودش رو توش بر انداز کرد و گفت : \\\" یه چیزایی شنیدم اما چیز زیادی ندیدم ، اما اون نشناس گمونم هیچی نشنیده باشه . منظورم شوهرمه . خیلی هارو می شناسم که هیچی از خداوند نشنیده اند . گمونم خداوند هم چیز زیادی از من نشنیده . \\\" بعد شیشه ماشین رو پایین آورد و گفت : \\\" اگه شنیده بود که لابد من رو زیر دست و پای اون بی صفت رها نمی کرد . اگه شنیده بود که واسه ی یه لقمه نون مجبور نبودم هر شب یه جا باشم . \\\" بعد بغضش گرفت . گفت : \\\" اگه شنیده بود که مجبور نبودم هرروز به بچه هام دروغ بگم که دارم می رم خرید . \\\" کنار خیابون ماشین رو نگه داشتم و توی جیب هام رو گشتم و هر چه تا اون وقت کار کرده بودم گذاشتم توی دستش . حتی پول خرده ها رو هم گذاشتم توی دستش . گفتم خیال کن ، خداوند من ، از توی آسمونش این ها رو انداخته پایین . مثل کسی که جن دیده باشه چند لحظه به من نگاه کرد و بعد پولها رو قاپید . از ماشین پیاده شد وزل زد تو چشمام . اشک تو چشماش جمع شده بود . قبل از اینکه در رو ببنده گفت :


\\\" از طرف من روی ماه خداوند را ببوس ! \\\"


 

اطلاعات تکمیلی

اطلاعات تکمیلی کتاب روی ماه خداوند را ببوس

کد کالا 1-783
وزن 150 گرم
انتشارات مرکز
مولف مصطفی مستور
تاریخ انتشار 30 آذر 1392
قطع کتاب رقعی
نوع جلد شومیز
نوع چاپ تک رنگ
نوع کاغذ معمولی
تعداد صفحات 114
نوبت چاپ 45
شابک 13 رقمی 9789643055745

برچسب‌های محصول

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.

نظرات مشتری

نظرات مشتری

1 آیتم

تا بر صفحه
مردها نظر توسط مصطفی
کیفیت تولید
قیمت
به روز بودن
محتوا
سلام دوستان عزیزم
این کتاب نثر ساده ای داره و خیلی دلنشین نوشته شده .واسه وقتایی که بی حوصله هستید فوقالعادست


عزیز میگه مردها ، هرقدر هم که بزرگ بشن و باسواد بشن و پولدار بشن باز هم مثل بچه ها هستن ،
زود قهر میکنن زود پشیمون میشن زود هم آشتی میکن ، ممکنه جلوی زنا چیزی نگن اما تنها که شدن شروع میکنن به بغض کردن.برای همینه که کسی گریه مردها رو نمی بینه.زنها هرچقدر کوچیک باشن, اما مادرن و پناه مردها ,هستن, حتی دختر کوچولوها پناه باباهاشون هستند...

(ارسال شده در 92/04/31)

نظر خودتان را بنویسید

شما نظر می دهید: روی ماه خداوند را ببوس

شما به این محصول چه امتیازی می‌دهید؟ *

  1 ستاره 2 ستاره 3 ستاره 4 ستاره 5 ستاره
قیمت
محتوا
به روز بودن
کیفیت تولید
Back to Top