شبِ گرفتن‌ِ ماه

کد کالا:
50-5311

برای نظر دادن به این محصول اولین باشید

وضعیت: غیر قابل تهیه

‎4٬800تومان

گزيده متن
مسابقه فكر، مهارت و ذكاوت، براي همه، شوق‌آور بود. فرخي رو به عنصري كرد و گفت: حضرت ملك‌الشعرا شروع كنند. ما پيروي مي‌كنيم.
ـ قبول. پس شروع مي‌كنيم.
عنصري، دقيقه‌اي فكر كرد. سپس گفت: چون عارض تو، ماه نباشد روشن.
فرخي، مصرع دوم را گفت: «مانند رُخت، گل نبود در گلشن.
بعد از فاصله‌اي به اندازة يك نفس، مسجدي افزود: مژگانت همي‌ گذر كند از جوشن.
فرخي، فردوسي را به مسابقه خواند: «استاد، مقطع را از شما خواهش مي‌كنيم.
فردوسي نمي‌توانست دعوت را اجابت نكند. چشم‌ها همه به او دوخته شده بودند...
او، مصرع را، با صدايي آهسته، براي خود تكرار كرد. يك لحظه انديشيد و گفت:
ـ مانند سنانِ گيو، در جنگ‌ِ پَشَن. از اهل مجلس، فريادهاي تحسين، به هوا برخاست.

اطلاعات تکمیلی

اطلاعات تکمیلی کتاب شبِ گرفتن‌ِ ماه

کد کالا 50-5311
وزن 440 گرم
انتشارات سوره مهر
مولف ساتم الوغ‌ زاده
مترجم محمد رضا سرشار
تاریخ انتشار 30 آذر 1387
قطع کتاب رقعی
نوع جلد شومیز
نوع چاپ تک رنگ
نوع کاغذ معمولی
شرح CD/DVD

ندارد

تعداد صفحات 296
نوبت چاپ 3
شابک 13 رقمی 9789645062758

توصیف محصول

جزییات

معرفی کتاب: «شبِ گرفتنِ ماه»، داستان زندگي حكيم ابوالقاسم فردوسي به زبان تاجيك است كه به دست استاد محمدرضا سرشار تلخيص و ترجمه شده است. داستان از آنجا آغاز مي‌شود كه حكيم در خلوت خود، در روستايي در اطراف «توس» سرگرم آفرينش شاهكار بزرگ خود است. او با همسرش، فاطمه‌بانو، پسر دو ساله‌اش، هوشنگ، و دختربچه هشت ساله‌اش، منيژه، درباژ، در خانه ـ باغ‌ِ موروثي خود زندگي مي‌كرد. پدر و مادر فردوسي، چند سال پيش از دنيا رفته بودند. او مشغول نظم شاهكار خود، تمام جانش با داستان‌ها و شخصيت‌هاي آن عجين شده بود. در اين ميان با ناروايي‌ها و ظلم حاكم هم مبارزه مي‌كرد. هوشنگ برخي داستان‌هاي پدر را نزد هم‌كلاسي‌هايش مي‌برد كه يكي از آن‌ها با حافظه بسيار قوي و صداي دلنشين آن‌ها را ازبر مي‌كرد و سپس با آوازهاي خوش مي‌خواند. به همين دليل اين نوجوان كه ابودولف نام داشت وظيفه روايتگري شاهنامه را انجام مي‌داد. سال‌ها گذشت و فردوسي هفتاد ساله شد. و سرانجام نسخة آخرين و كامل‌شده شاهنامه، آماده شد. فردوسي براي سفر به غزني آماده شد. همراه او ابودولف و بابك (پسر يتيمي كه از ١٢ سالگي به خانة خود آورده بودند) نيز راهي سفر شدند. در آنجا با عنصري و ملك‌الشعرا آشنا شد. پيوسته بر شهرت شاهنامه افزوده مي‌شد. اما حاكمان و اطرافيانش به مخالفت با او برخاستند و قصد جان او را كردند. سرانجام لحظه فراق فرا رسيد. فردوسي همه را بر بالين خود خواند، به آن‌ها وصيت‌ها نمود و ديگر مجال سخن گفتن نداشت و در آخر او را در باغ خودشان با جلال و اكرام به خاك سپردند.

برچسب‌های محصول

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.

نظرات مشتری

نظر خودتان را بنویسید

شما نظر می دهید: شبِ گرفتن‌ِ ماه

شما به این محصول چه امتیازی می‌دهید؟ *

  1 ستاره 2 ستاره 3 ستاره 4 ستاره 5 ستاره
قیمت
محتوا
به روز بودن
کیفیت تولید
Back to Top