فرزندان ايرانيم

کد کالا:
50-4877

برای نظر دادن به این محصول اولین باشید

وضعیت: غیر قابل تهیه

‎2٬200تومان

كتاب حاضر، مجموعه طنز داستاني روايي است كه در شصت سكانس داستاني آورده شده است. كتاب با معرفي نويسنده آغاز مي‌شود و آرام وارد صحنه‌‌هاي داستاني طنزآلود اميريان مي‌شود كه آن را در 216 صفحه گرد آورده است. محتواي داستانها طنزهاي جنگ و جبهه است كه در كنار جنگ، خون و بوي باروت، صحنه‌هاي خنده‌داري نيز وجود داشته كه از گرماي بيشتر از حد جنگ و سرماي كرخت بي‌خبري جز نشانه رفتن دشمن در سنگر، مي‌كاسته است. اميريان با شم طنزي كه داشته اين صحنه‌ها را به خوبي شكار كرده است و آن را اكنون كه سالها از پايان جنگ مي‌گذرد، هنوز زيبا مي‌توان يافت. دست انداختن سربازان به هم، شوخي بي‌موقع فرمانده با رزمنده، دلتنگيها و دلخوريها. از جان‌ماية اصلي طنزهاي اميريان است. داوود اميريان در پنجم فروردين 1349 در كرمان به دنيا آمد. به تهران كوچيد، سپس راهي جبهه‌ها شد. او در عمليات مختلفي همچون كربلاي 1، كربلاي 5، بيت‌المقدس 4 و مرصاد شركت كرد و با پايان جنگ به ادامة تحصيل پرداخت. سپس به خدمت سربازي رفت. كتاب حاضر، خاطره‌هاي طنزآلودي است از اين روزها و دورانها، اين كتاب مجموعه از «كتابهاي طلايي» است كه در جشنواره‌ها يا مسابقات مختلف جوايزي را از آن خود كرده است. اين كتاب رتبه اول بخش خاطره در پنجمين دوره جشنواره انتخاب بهترين كتاب دفاع مقدس (1379) ديپلم افتخار، رتبه اول بخش تأليف و تقدير در نخستين ادب پايداري را به دست آورده است. كتابهاي طلايي دروازه‌اي به روي دنياي سرشار از عاطفه و احساس و خيال، دروازه‌هايي با كوپه‌هاي طلايي كه دنياي روشن دانايي را به ما هديه مي‌دهد. از متن مي‌خوانيم: حالا شلوغي و سر و صدا را ول كن و داد و هوار بلندگوها را بچسب. انگار كويتي‌پور و آهنگران با همديگر مسابقة روكم‌كني گذاشته بودند. از يك بلندگو صداي كويتي‌پور كه سپاه محمد مي‌آيد، مي‌آيد، آهنگران، اي لشكر صاحب زمان آماده باش، آماده باش. جمعيت را نگو، انگار صدها آدميزاد را تو ديگ سفيد انداخته باشند و بجوشانند. صدا به صدا نمي‌رسيد. مرد و زن، پير و جوان تو هم مي‌لوليدند و كسي به كسي نبود.
كتاب حاضر مجموعه طنز داستاني است كه در شصت سكانس داستاني آورده شده است. كتاب محتواي طنزي دارد كه در دمادم، جنگ و خون و باروت، صحنه‌هاي خنده‌داري را با صميميت خاصي جبهه‌هاي جنوب تعريف مي‌كند كه مي‌توان طبيعي بودن زندگي در فضاي جنگ را لمس و حس كرد.

اطلاعات تکمیلی

اطلاعات تکمیلی کتاب فرزندان ايرانيم

کد کالا 50-4877
وزن 330 گرم
انتشارات سوره مهر
مولف داوود امیریان
تاریخ انتشار 30 آذر 1385
قطع کتاب وزیری
نوع جلد شومیز
نوع چاپ تک رنگ
نوع کاغذ معمولی
شرح CD/DVD

ندارد

تعداد صفحات 216
نوبت چاپ 5
شابک 13 رقمی 9789644715330

توصیف محصول

جزییات

كتاب حاضر، مجموعه طنز داستاني روايي است كه در شصت سكانس داستاني آورده شده است. كتاب با معرفي نويسنده آغاز مي‌شود و آرام وارد صحنه‌‌هاي داستاني طنزآلود اميريان مي‌شود كه آن را در 216 صفحه گرد آورده است. محتواي داستانها طنزهاي جنگ و جبهه است كه در كنار جنگ، خون و بوي باروت، صحنه‌هاي خنده‌داري نيز وجود داشته كه از گرماي بيشتر از حد جنگ و سرماي كرخت بي‌خبري جز نشانه رفتن دشمن در سنگر، مي‌كاسته است. اميريان با شم طنزي كه داشته اين صحنه‌ها را به خوبي شكار كرده است و آن را اكنون كه سالها از پايان جنگ مي‌گذرد، هنوز زيبا مي‌توان يافت. دست انداختن سربازان به هم، شوخي بي‌موقع فرمانده با رزمنده، دلتنگيها و دلخوريها. از جان‌ماية اصلي طنزهاي اميريان است. داوود اميريان در پنجم فروردين 1349 در كرمان به دنيا آمد. به تهران كوچيد، سپس راهي جبهه‌ها شد. او در عمليات مختلفي همچون كربلاي 1، كربلاي 5، بيت‌المقدس 4 و مرصاد شركت كرد و با پايان جنگ به ادامة تحصيل پرداخت. سپس به خدمت سربازي رفت. كتاب حاضر، خاطره‌هاي طنزآلودي است از اين روزها و دورانها، اين كتاب مجموعه از «كتابهاي طلايي» است كه در جشنواره‌ها يا مسابقات مختلف جوايزي را از آن خود كرده است. اين كتاب رتبه اول بخش خاطره در پنجمين دوره جشنواره انتخاب بهترين كتاب دفاع مقدس (1379) ديپلم افتخار، رتبه اول بخش تأليف و تقدير در نخستين ادب پايداري را به دست آورده است. كتابهاي طلايي دروازه‌اي به روي دنياي سرشار از عاطفه و احساس و خيال، دروازه‌هايي با كوپه‌هاي طلايي كه دنياي روشن دانايي را به ما هديه مي‌دهد. از متن مي‌خوانيم: حالا شلوغي و سر و صدا را ول كن و داد و هوار بلندگوها را بچسب. انگار كويتي‌پور و آهنگران با همديگر مسابقة روكم‌كني گذاشته بودند. از يك بلندگو صداي كويتي‌پور كه سپاه محمد مي‌آيد، مي‌آيد، آهنگران، اي لشكر صاحب زمان آماده باش، آماده باش. جمعيت را نگو، انگار صدها آدميزاد را تو ديگ سفيد انداخته باشند و بجوشانند. صدا به صدا نمي‌رسيد. مرد و زن، پير و جوان تو هم مي‌لوليدند و كسي به كسي نبود.
كتاب حاضر مجموعه طنز داستاني است كه در شصت سكانس داستاني آورده شده است. كتاب محتواي طنزي دارد كه در دمادم، جنگ و خون و باروت، صحنه‌هاي خنده‌داري را با صميميت خاصي جبهه‌هاي جنوب تعريف مي‌كند كه مي‌توان طبيعي بودن زندگي در فضاي جنگ را لمس و حس كرد.

برچسب‌های محصول

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.

نظرات مشتری

نظر خودتان را بنویسید

شما نظر می دهید: فرزندان ايرانيم

شما به این محصول چه امتیازی می‌دهید؟ *

  1 ستاره 2 ستاره 3 ستاره 4 ستاره 5 ستاره
قیمت
محتوا
به روز بودن
کیفیت تولید
Back to Top