قاب طلايی

کد کالا:
50-5593

برای نظر دادن به این محصول اولین باشید

وضعیت: غیر قابل تهیه

‎300تومان

قاب طلايي مجموعه داستان كوتاه ام‌البنين شجاعي است كه آن را در 46 صفحه و سه داستان گرد آورده است. محتواي داستانها، دغدغه‌هاي كودكانه است كه از زاويه ديد شخص اول نوشته شده است. در داستان قاب طلايي، افسانه كبيري دانش‌آموز سال آخر دبستان به خاطر گرفتن جايزه از دوستش مريم جدا مي‌افتد؛ كه در آن حسادت دنياي كودكانه به خوبي به تصوير كشيده شده است. مريم و افسانه دوست قديمي است. تمام دورة دبستان را با هم به مدرسه رفته‌اند. اما به سبب نفر اول شدن در كلاس و گرفتن قاب طلايي، به عنوان جايزه، مريم از وي جدا مي‌شود. افسانه هر چه مي‌كند، چيزي درست نمي‌‌شود. لذا در ساعت كلاس، روبه‌روي بچه‌ها و مبصر، قاب طلايي را كه باعث جدايي او و دوستش شده است به زمين مي‌زند كه معلم سر مي‌رسد.
در داستان دوم، مادربزرگ تنها در خانه‌اي قديمي زندگي مي‌كند. عباس، نوه‌اش، شبها را پيش او مي‌ماند. در يك شب سرد و باراني، ناگهان آسمان قرق مي‌كند و سقف آسمان مي‌شكافد. توفان و رعد و برق باعث خرابي خانه مادربزرگ مي‌شود. مادربزرگ در لابه‌لاي سنگ و چوب و گ‍ِل فروريخته ديوار خانه مي‌ماند. عباس زير آوار مي‌شود. سرانجام پس از جست‌وجو، هر دو زنده در مي‌آيند، آن گاه همه به فكر ساختن خانه جديد براي مادربزرگ مي‌افتند.
داستان سوم، ماجراي كودكان آوارة بوسني و هرزگوين است كه از دست صربها در دشتها آواره شده‌اند. صداي شليك مسلسل و انفجار بمب، قطع نمي‌شود. بچه‌ها گرسنه شب را به روز مي‌رسانند كه شايد پس از طلوع آفتاب، جنگ آرام شود و كمي بخوابند؛ اما صبح نشده، چند انفجار سهمگين، شيون زخميها را به آسمان مي‌فرستد و پدربزرگ نيز زخم بر مي‌دارد. كودك در فكر بازگشت به شهر به خواب مي‌رود تا انفجار ديگر شهر را در خواب ببيند...

اطلاعات تکمیلی

اطلاعات تکمیلی کتاب قاب طلايی

کد کالا 50-5593
وزن 60 گرم
انتشارات سوره مهر
مولف ام‌البنين شجاعی راد
تاریخ انتشار 30 آذر 1383
قطع کتاب رقعی
نوع جلد شومیز
نوع چاپ تک رنگ
نوع کاغذ معمولی
شرح CD/DVD

ندارد

تعداد صفحات 46
نوبت چاپ 1
شابک 13 رقمی 9789644716825

توصیف محصول

جزییات

قاب طلايي مجموعه داستان كوتاه ام‌البنين شجاعي است كه آن را در 46 صفحه و سه داستان گرد آورده است. محتواي داستانها، دغدغه‌هاي كودكانه است كه از زاويه ديد شخص اول نوشته شده است. در داستان قاب طلايي، افسانه كبيري دانش‌آموز سال آخر دبستان به خاطر گرفتن جايزه از دوستش مريم جدا مي‌افتد؛ كه در آن حسادت دنياي كودكانه به خوبي به تصوير كشيده شده است. مريم و افسانه دوست قديمي است. تمام دورة دبستان را با هم به مدرسه رفته‌اند. اما به سبب نفر اول شدن در كلاس و گرفتن قاب طلايي، به عنوان جايزه، مريم از وي جدا مي‌شود. افسانه هر چه مي‌كند، چيزي درست نمي‌‌شود. لذا در ساعت كلاس، روبه‌روي بچه‌ها و مبصر، قاب طلايي را كه باعث جدايي او و دوستش شده است به زمين مي‌زند كه معلم سر مي‌رسد.
در داستان دوم، مادربزرگ تنها در خانه‌اي قديمي زندگي مي‌كند. عباس، نوه‌اش، شبها را پيش او مي‌ماند. در يك شب سرد و باراني، ناگهان آسمان قرق مي‌كند و سقف آسمان مي‌شكافد. توفان و رعد و برق باعث خرابي خانه مادربزرگ مي‌شود. مادربزرگ در لابه‌لاي سنگ و چوب و گ‍ِل فروريخته ديوار خانه مي‌ماند. عباس زير آوار مي‌شود. سرانجام پس از جست‌وجو، هر دو زنده در مي‌آيند، آن گاه همه به فكر ساختن خانه جديد براي مادربزرگ مي‌افتند.
داستان سوم، ماجراي كودكان آوارة بوسني و هرزگوين است كه از دست صربها در دشتها آواره شده‌اند. صداي شليك مسلسل و انفجار بمب، قطع نمي‌شود. بچه‌ها گرسنه شب را به روز مي‌رسانند كه شايد پس از طلوع آفتاب، جنگ آرام شود و كمي بخوابند؛ اما صبح نشده، چند انفجار سهمگين، شيون زخميها را به آسمان مي‌فرستد و پدربزرگ نيز زخم بر مي‌دارد. كودك در فكر بازگشت به شهر به خواب مي‌رود تا انفجار ديگر شهر را در خواب ببيند...

برچسب‌های محصول

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.

نظرات مشتری

نظر خودتان را بنویسید

شما نظر می دهید: قاب طلايی

شما به این محصول چه امتیازی می‌دهید؟ *

  1 ستاره 2 ستاره 3 ستاره 4 ستاره 5 ستاره
قیمت
محتوا
به روز بودن
کیفیت تولید
Back to Top