کشف المحجوب

کد کالا:
5-17848

برای نظر دادن به این محصول اولین باشید

وضعیت: غیر قابل تهیه

‎12٬000تومان

تصنیف  ابوالحسن علی بن عثمان الجلابی الهجویری الغزنوی


تصحیح استاد و محقق زنده یاد و ژوکوفسکی


با مقدمه دکتر قاسم انصاری

اطلاعات تکمیلی

اطلاعات تکمیلی کتاب کشف المحجوب

کد کالا 5-17848
وزن 1000 گرم
انتشارات طهوری
مولف هجویری غزنوی
مصحح ژکوفسکی
تاریخ انتشار 2 دی 1389
قطع کتاب وزیری
نوع جلد شومیز
نوع چاپ تک رنگ
نوع کاغذ معمولی
شرح CD/DVD

ندارد

تعداد صفحات 607
نوبت چاپ 11
شابک 13 رقمی 9789646414013

توصیف محصول

جزییات

کشف المحجوب نخستین کتابی است که در تصوف و به زبان فارسی نوشته شده است. پیش از آن، چنانکه گفته‏ایم،مؤلفان بزرگ و معروف صوفیه، مانند ابو نصر سراج طوسی، ابو طالب مکی، ابو بکر کلابادی و ابولقاسم قشیری‏کتابهایی نوشته بودند. آیا هجویری بر آن بود که با استفاده از کارهای پیشروان خود، طرح جامعی از نظام تصوف‏عرضه کند و مجموعه عناصری را که برای خواننده خود لازم می‏دید طرح و شرح کند؟ آنچه امروز از کشف‏المحجوب دریافته می‏شود آن است که:
1) یکی از همشهریان مؤلف، ابو سعید هجویری، سؤالاتی را از وی می‏پرسد، و لا محاله سؤالات او شامل بعضی ازپرسشهایی است که در آن روز برای طالبان تصوف مطیرح بوده و در کتب فارسی، و احتمالا عربی آن روز پاسخی برای‏آنها نمی‏یافته‏اند.
2) مؤلف در جواب دادن به آن پرسشها، یا نوشتن کشف المحجوب، کتب متعدد و از جمله اللمع و رساله قشیریه راپیش روی داشته است و هر چند در طرح بعضی از مباحث، کار او، به آنها شباهتهایی دارد ولی بسیاری از مطالب او درابواب مختلف کتاب تازه و بی سابقه است .
3) هجویری در چند جای کتاب، بعضی از مطالب، یا دنباله بحق را به جای دیگر آن ازجاع می‏دهد و در جای دیگرکتاب آنها را نمی‏بینیم،(1) یعنی به احتمال بسیار، مؤلف در این اندیشه بوده است که مباحق کتاب را با تجدید نظری‏تکمیل کند و گاهی نیز چنین کرده است. در این باب در جای دیگر هم سخن خواهیم گفت.(2)
اکنون جای آن است که نمایی از ابواب و مباحث کشف المحجوب از نظر خواننده بگذرد تا هم زمینه مقایسه‏ای بادیگر منابع اولیه تصوف که مهم‏ترین آنها را به اجمال معرفی کردیم، فراهم آید و هم بعضی از ارزشهای آن دریافته‏شود. کشف المحجوب شامل مطالب زیر است. (3)
مقدمه: در شرح سبب تألیف کتاب و موضوع آن.
در اینجا علاوه بر طرح سؤالات ابو سعید هجویری - کسی ظاهرا هم شهری مؤلف که وی را متعهد کرده است تا با این‏کتاب به آنهاپاسخ گوید - مؤلف مجال یافته است که مانند قشیری و بسیاری از مؤلفان دیگر از فتور زمانه و غلبه نااهلان‏شکوه کند. (4)
باب اثبات علم: تمهید مقدمه‏ای برای آن که علم حقیقت، علمی برتر و مکمل علم شریعت و از آن اهل تصوف است.
در این باب مؤلف می‏کوشد تا برخلاف بعضی از معاصران که صوفیه را با علم بیگانه می‏پنداشتند،(5) نشان دهد که‏چگونه آنان بر تعلیم و تعلم تأکید دارند. این باب در عین حال سخنان ابو نصر سراج را در مقدمه اللمع و در مقایسه‏علم محدث و فقیه و صوفی به یاد می‏اورد.
باب فقر: فقر و فقرا در قرآن کریم و توجه خاص رسول گرامی )ص) به فقرا، فقر و غنا و تفضیل یکی بر دیگری و آرای‏مشایخ درباره آن.
پیوند فقر و تصوف چنان است که گاهی مفهومی مترادف یافته‏اند. پرداختن به فقر و حقیقت آن و غنایی که در آن‏جستجو می‏شود از مباحث دیرینه‏ای است که پیوسته میان نمایندگان زهد و تصوف تداول داشته است.
باب تصوف: بحثی در تصوف، اهل و معنی صوفی، وحدت حقیقی صوفی و صفا و صفوت، و اشارات مشایخ درباره‏تصوف و صوفی.
در باره تصوف، سلمی نیز رساله‏ای نوشته بود،(6) اما هجویری در این باب به اللمع و رساله قشیریه توجه دارد.
باب لبس مرقعه: کوششی در اثبات پیوند میان لباس رسول (ص) و صوف و سخنان آن حضرت درباره جامه صوف،صوف و مرقعه اصحاب و بعضی از زاهدان صدر اسلام و ائمه مذاهب کبودی خرقه، شرط مرقعه داشتن، پوشیدن وپوشانیدن مرقعه.
در اللمع، رساله قشیریه، و حتی در التعرف و آثار شناخته شده سلمی سخنی از مرقعه و خرقه نیست، با این که‏پوشیدن جامه صوف، خشن و کبود در میان زاهدان و صوفیان مرسوم بوده است، اما این نشانه آفت‏پذیر زهد وتصوف رسمی، با ارزش پنداری خاص که ضمنا در میان جماعت مسلمین وجه امتیاز گروهی می‏شده است، پیوسته‏راه ورود نااهلان را در جمع اهل حقیقت هموار می‏داشته و گویا همین معانی ضرورت چنین مباحثی را بر هجویری‏الزام می‏کرده است.
باب اختلاف فقر و صفوت: بحث کوتاهی در فقر و صفوت و تقدم و تأخر آن دو بر یکدیگر و وحدت حقیقت آنها.
اختلاف فقر و صفوت، اختلاف دید حقیقتی واحد از دو چشم انداز متفاوت است و احتمالا گاهی در میان معاصران‏مؤلف مورد بحث بوده است.
باب الملامة: تخصیص اهل حق به ملامت و سبب آن، وجوه ملامت و ملامتی، خوشی ملامت در عشق و دوستی وآمیختگی ملامت جویی و ریا.
در تاریخ تصوف مالمتیگری نیز، مانند خرقه پوشی، امر نوپدیدی است و ملامتیان شیوه‏ای نو آورده‏اند، شیوه‏ای که‏بنای آن همه بر پاک دلی و آزادگی و در نتیجه گریز و نفرت از ریا و ریاکاری بوده است و اعتراضی خاموش بر صوفیان‏رسمی و زاهدان ریایی. این درد و حال هوشمندانه همان است که وقتی در شعر فارسی خراسان نفوذ و ظهور می‏کند،خرابات و مستی، می و می‏خانه، رند و لا ابالی، کفر و زنار، مغ و مغبچه و مجموعه‏ای از کلمات حرام و مکروه معنای‏دیگری، درست برخلاف معنای اولیه خود می‏یابند، معنایی به صفا و گرمای دل اهل ملامت، قصار و حداد.
اما ملامت هرچه باشد، سخن هجویری از ملامتیه در عین لطف و تازگی، سخن نخستین نیست، چه این ملامت ازخراسان و نیشابور پدیدار آمده بود و بعضی از بزرگان اهل ملامت اصلا نیشابوری بودند: ابو حفص حداد، حمدون‏قصار، و ابو عثمان حیری و یک نیشابوری متمایل به ملامت و به گفته هجویری (شیخ مبارک)،(7) ابو عبد الرحمن‏سلمی، پیش از او (رساله الملامتیه) (8) خود را در شرح اصول ملامت نوشته و در حیقت آن شیوه را تبیین و تأیید کرده‏بود (9) و پیش از او نیز عبدالملک نیشابوری خرگوشی یکی از ابواب کتاب خود را به ذکر ملامتیان و فرق آنان با صوفیه‏اختصاص داده بود و هجویری نیز در کار خود به آثار گذشتگان، بخصوص سلمی توجه داشت.
گفتنی است که اللمع و التعرف سخنی درباره اهل ملامت ندارند و رساله قشریه نیز، با آن که ترجمه حال ابو فحص وحمدون و ابو عثمان را از طبقات الصوفیه سلمی آورده است، خود بابی در ذکر ملامت و طریق ملامتیان نگشوده‏است.(10)
باب فی ذکر ائمتهم:ترجمه حال خلفای چهارگانه، بعضی از اهل بیت (5 تن)، جمعی از اهل صفه، اما اشاره وار، ازتابعین )چهار تن(، از مشایخ صوفیه و ائمه مذاهب (64) (11 تن)، از متأخران (10 تن)، باذکر شماری از معاصران که‏مؤلف با بیشتر آنان دیدار داشته است و این کار خاص هجویری است.
کتب دیگر مانند اللمع، التعرف و رساله قشیریه نیز در فصول نخستین و پیش از ورود به متن اصلی، با تفاوتهایی، به ذکراحوال شماری از مقدمان اولیا مو معاریف صوفیه که به نظر مؤلف در علم تصوف سخن گفته‏اند، مانند امام علی بن ابی‏طالب و پنج تن از امامان نخستین شیعه (ع) و گروهی که در این باب کتابی نوشته‏اند، و رساله قشیریه ترجمه حال‏هشتادسه (83) تن از صوفیان. (12) شیوه هجویری، تقریبا،تلفیقی از اللمف و رساله قشیریه است. نو آودده وی که ازبخشهای مغتنم اثر او نیز هست، شرح و تحلیل اقوال مشایخ است و ذکر جمعی از معاصران از بیشتر نواحی جهان‏اسلام، و نیز شرحی مفصل از حلاج و آرای بزرگان صوفیه درباره او. پرداختن به حلاج و نقد آرا و احوال وی تأییداعتقاد او به اصول، همچنین طرح حلاج دیگری با نام حسن بن منصور، ملحد بغدادی که ما از او در جایی نشانی‏نیافتیم، با آن که به طرزی کاملا محتا طانه انجام گرفته است، خود عدول از شیوه مؤلفان دیگر و نشانه‏ای از پیوندروحانی هجویری و حلاج است.
باب فرق فرقهم: فهرستی از فرقه‏های دوازده گانه متصوفه تا آن روزگار و شرحی از عمده‏ترین اصل اعتقادی یا وجه‏مشخصه هر یک، و در نتیجه بیان فرق فرقه‏های مختلف، به ترتیب زیر:
1- محاسبیه: منسوب به ابو عبدالله حارث بن اسد محاسبی بغدادی، رضا.
2- قصاریه: منسوب به ابو صالح حمدون بن احمد قصار نیشابوری، ملامت.
3- طیفوریه: منسوب به ابویزید طیفور بن عیسی بسطامی، سکر.
4- جنیدیه: منسوب به ابوالقاسم جنید بن محمد بغدادی، صحو.
5- نوریه: منسوب به ابوالحسین (13) احمدبن محمد نوری بعدادی، ایثار.
6- سهلیه: منسوب به ابو محمد سهل بن عبدالله تستری، مجاهده.
7- حکیمیه: منسوب به ابو عبدالله محمد بن علی حکیم ترمذی، ولایت.
8- خرازیه: منسوب به ابو سعید احمد بن عیسی خراز بغدادی، بقا و فنا.
9- خفیفیه: منسوب به ابو عبدالله محمد بن خفیف شیرازی، غیبت و حضور.
10- سیاریه: منسوب به ابوالعباس قاسم بن قاسم سیاری مروزی، جمع و تفرقه.
11- حلولیه: منسوب به ابو حلمان دمشقی، حلول.
12- حلاجیه: منسوب به ابوالقاسم فارس بن عیسی بغدادی، حلول.
پیش از هجویری حکیم ترمذی، کلابادی، خرگوشی، قشیری و دیگران درباره ولایت، غیبت و حضور، جمع و تفرقه،رضا و جز آنها سخن گفته‏اند و از مشایخ صوفیه نیز در تبیین طریقت و توضیح اصول پذیرفته آنها اقوال فراوانی نقل‏شده است، چنانکه بنیاد سخن اعتقادی آنان و عرضه و ارزیابی بالنسبه همه جانبه آرای مختلف، بی تردید از تازه‏های‏کار هجویری و از ارزشهای مسلم کشف المحجوب است.
نیکلسن در مقدمه خود بر ترجمه کشف المحجوب می‏گوید: به نظر می‏رسد، تنها یکی از فرقه هایی که هجویری نام‏می‏برد، یعنی ملامتیه در آثار صوفیه پیش از او، انعکاس داشته است و اشاراتی که در کتب ادوار بعد، مانند تذکره‏اولیاء، به فرق دیگر شده است، احتمالا از کار اوست. سؤالی که در اینجا ممکن است، پیش آید این است که آیا این‏فرقه‏ها در واقع وجود خارجی داشته‏اند، با در نتیجه اشتیاق هجویری به تدوین و تنظیم مکتب تصوف ساخته‏شده‏اند؟ در حال حاضر دلایل کافی بر صحت فرض اخیر نیست و نمی‏تون تصور کرد که هجویری آنچه را که خود غیرواقعی می‏دانسته است با عبارات دقیقی گزارش کند، اما به هر حال این احتمال هست که او در بیان تعالیم خاصی که به‏هر یک از مؤسسان فرق نسبت می‏دهد، دیدگاه خود را هم گفته و با آن در آمیخته باشد.
کشف الحجاب فی...: بیان ابواب حقایق و معاملات اهل تصوف، یعنی معرفت، توحید، ایمان، طهارت، صلات،زکات، صوم، حج، صحبت، الفاظ و سماع.
اگر خواننده نام و عنوان کتاب را رمزی از محتوا و روزنه‏ای به جهان معنی آن بداند، باید که ماده اصلی قوت القلوب ابوطالب مکی، اللمع ابو نصر سراج طوسی و تذهیب الاسرار خرگوشی با همه تفاوتهایی که با هم دارند، بدان اختصاص‏یافته است. اما سخن هجویری در اینجا تنها توضیح کیفیت و کمیت ظاهر آداب و ایضاح بعضی ابهامات و بیان تفاوت‏آرای ارباب مذاهب نیست. بلکه پس از آن همه می‏کوشد تا پرده را، یا پرده‏ای را، از چهره حقیقت این اصول عقاید واحوال و معاملات دور دارد.
روش کار او چنان است که پس از مقدمه‏ای در شرح هر یک از عناصر بحث به زبان اهل شریعت، آنرا بر وفق ذوق ومشرب اهل سیر و سلوک تأویل می‏کند. در اینجاست که مس بینیم طهارت از شستن تن به (توبه)، صلات از مجموعه‏از اعمال متعارف و معروف به (محبت)، زکات از ترک بخشی از مال به (جود)، صوم از خودداری در ایامی معدود ازمفطرات به (بند کردن جمله حواس و آوردن از مخالفت به موافقت) و حج از دیدار خانه خدا به (مشاهده خدای‏خانه) تحویل می‏شود. این تحویل معنایی شگرف که غالبا با طرحی نو نیز عرضه شده است، گرچه گاهی مایه خد را ازسخنان و دریافته‏های ابو نصر سراج می‏گیرد و مانند دیگر موضوعات و بخشهای کتاب با اقوال و حکایت مشایخ تأکیدمی‏شود و سابقه خود را در تاریخ تصوف تا دیرزمان پیش می‏برد، اما همه و همه با نتیجه تأملات شخص هجویری درمی‏آمیزد و از اذواق و احوال او رنگ می‏گیرد.
پیوند اجزای کشف المحجوب با اللمع و قشیریه نیز پیداست و از همه پیداتر رابطه باب الفاظ و باب سماع آن است،اما به گونه‏ای دیگر، یعنی مثلا آنجا که هجویری از (محبت) و اصل و حقیقت آن سخن می‏گوید، تأثیر دساله قشیریه وعبارات آن آشکارا پیداست، اما در این دو باب - الفاظ و سماع که در اللمع، قشیریه و کشف المحجوب مشترک است -مؤلف بر آن است که رای و دریافت خود را ابراز کند، اگر چه بعضی از مواد سخن را هم از دیگران بگیرد. از این دوباب، قوت دریافت و دقت تعبیر و هنر ذهن و زبان است، ظاهرا سماع اهمیت بیشتری یافته است و به عنوان یکی ازمسائل مهم روز، تعیین حد جواز سماع، انواع و مراتب سماع و مستمعان، و به تعبیر هجویری (کشف حجاب سماع)برای مؤلفان صوفیه آن روز، مانند سراج، خرگوشی، سلمی، قشیری، هجویری، ابن قیسرانی (14) و غزالی - امری ناگزیرمی‏نموده است، چنانکه هر یک در آثار خود به شرح و توضیح آن اهتمام ورزیده‏اند.

برچسب‌های محصول

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.

نظرات مشتری

نظر خودتان را بنویسید

شما نظر می دهید: کشف المحجوب

شما به این محصول چه امتیازی می‌دهید؟ *

  1 ستاره 2 ستاره 3 ستاره 4 ستاره 5 ستاره
قیمت
محتوا
به روز بودن
کیفیت تولید
Back to Top