کلیدر (10 جلد در 5 مجلد )

کد کالا:
27-38208

برای نظر دادن به این محصول اولین باشید

وضعیت: تهیه از مراکز توزیع

‎135٬000تومان


داستان از انجا شروع می شود که "مارال" دختر کرد ایلیاتی،افسار اسب به دستش،به نظمیه می رود تا پدرش "عبدوس" و نامزدش "دلاور" را ملاقات کند. در ملاقات به پدرش نمی گوید که "مهتاو" مادرش مرده است و خودش یکه و تنها در روستایشان بدون مرد مانده ،بلکه می گوید که مادر مریض بود، او را نزد عمه " بلقیس" برده است. در برگشت موقع ابتنی " گل محمد" که اتفاقی از راه می گذرد "مارال" را در رودخانه می بیند. به محض اینکه مارال متوجه می شود او می رود. مارال که بدون سرپناه مانده است نزد عمه بلقیس می رود. پدرش عبدوس به سن مارال با عمه بلقیس قهر بوده اند.عمه بلقیس چهار فرزند دارد . " خان محمد " پسر ارشد که در زندان سبزوار بسر می برد . " گل محمد " فرزند میانی، "بیگ محمد" و " شیرو" دخترش. گل محمد خدمت سربازی را در آذر بایجان گذرانده. بعد از خدمت با زن شهیدی به نام " زیور" که حدود 7-8 سال از گل محمد بزرگ تر بوده ازدواج کرده. زیور نازا است. به محض ورود مارال به خانه ی بلقیس به زیور احساس حسادت زنانه ای دست می دهد. از همان روزها خیال می کند که مارال می خواهد شویش گل محمد را از او بدزدد. و این کار را هم می کند البته در "جلد دوم" . برادر بلقیس دایی گل محمد "مدیار" عاشق صوقی خواهر زاده ی حاج حسین چارگوشلی است، در روستای دیگر . صوقی در منزل دائی اش بزرگ شده. پسر حاج حسین، " نادعلی" صوقی را می خواهد . صوقی تمایلی به نادعلی ندارد . صوقی ارث خوبی نزد دائی اش دارد که حاج حسین طمع به مال او دارد . چون حاج حسین چار گوشلی با ازدواج مدیار و صوقی رضایت نمی دهد ، مدیار به اتفاق گل محمد ، خان عمو – برادر کل میشی و عموی گل محمد – پسرخاله اش علی اکبر حاج پسند وصبر خان داماد خان عمو می روند که صوقی را بدزدند. کار بالا می گیرد . در این درگیری حاج حسین چار گوشلی ، از چار گوشلی ها از یک طرف ومدیار از طرف کلمیشی ها کشته می شوند . در حالی که گل محمد برای دزدیدن صوقی به اتّفاق دائی اش مدیار می رود ، خواهرش "شیرو" با "ماه درویش" فرار می کند . کلمیشی پدر گل محمد می گوید :" می روی دختر مردم را بدزدی ، خواهرت را می دزدند ." جسد مدیار را شبانه می آورند و در قبرستان روستای برکشاهی به کمک ملای ده و کد خدا دفن می کنند . نادعلی به اتفاق دو امنیه چند شبانه روز منطقه را زیر پا می گذارند تا مگر ردپایی از قاتل پدرش پیدا کنند اما موفق نمی شوند . روز آخر امنیه به او می   گوید که ردش را از صوقی باید بگیری . نادعلی صوقی را به زیر شلاق می گیرد ، حبس می کند .  صوقی لب باز نمی کند . نادعلی شب ، دست و پای و دهنش را می بندد و در جوالی می گذارد و در چاه آونگ می کند . در حالی که صوقی در چاه است در می زنند . کسی نیست مگر گورکن روستای برکشاهی . از ناد علی روغن و گندم می خواهد ، تا قاتل پدر را نشانش بدهد . نادعلی روغن بهش می دهد و به اتفاق او به گورستان برکشاهی می رود . قبل از آن صوقی را از چاه بیرون می آورد . صوقی جریان را می فهمد . فرار می کند به طرف روستای گل محمد ها . "بیگ محمد" که با گله می رود  جریان "شیرو" خواهرش را می فهمد . بیگ محمد خشما گین به روستای قلعه چمن می رود . یک طرف گیس خواهرش را می برد ، و او را به زیر ضرب تازیانه می گیرد . قسمتی از خشتک شلوار ماه درویش را . و برای پدر می آورد . گورکن شبانه نبش قبر می کند و خود داخل قبر می شود و ناد علی را هم به درون قبر می برد . نادعلی کاکل مدیار را غرق خون می بیند . ماری از درون قبر به دور گردن گورکن حلقه می زند . نادعلی از قبر بیرون می جهد و صدای گورکن را می شنود که می گوید : آخ سوختم ! نادعلی بعد از آن جریان شوکه می شود و هوش و حواس خود را از دست می دهد . صوقی به منزل بلقیس پناه می آورد . او را تحویل نمی گیرند . او دربدر و آواره می شود . خشکسالی ، نبود علف و ... به دنبال آن مرض به جان گله ی کلمیشی ها می افتد . گل محمد دست به دامان پسر خاله اش علی اکبر حاج پسند ، بابقلی بندار بقال روستای قلعه چمن که حالا خودش را مباشری می داند ، می شود و نتیجه نمی گیرد . گل محمد به شهر می رود . قالیچه می فروشد دامپزشک می آورد . دامپزشک که از سبزوار آمده می گوید : کاری از دست من ساخته نیست . باید به مشهد بروی و آمپول و دارو بیاوری . گل محمد به مشهد می رود . هیچ اداره ای تحویلش نمی گیرد ." برو بیرون مردکه ی بیابانی ! آدم شده ای برای ما ؟ " و دست خالی برمی گردد. بیش از یک سوم گوسفند ها تلف می شود . بیگ محمد به چوپانی – خان تلخ آباد- می رود . خان عمو سر راه بگیری می کند البته از دارا ها . دله دزدی نمی کند . گل محمد هیزم به شهر می برد و می فروشد !


اطلاعات تکمیلی

اطلاعات تکمیلی کتاب کلیدر (10 جلد در 5 مجلد )

کد کالا 27-38208
وزن 4000 گرم
انتشارات فرهنگ معاصر
مولف محمود دولت آبادی
تاریخ انتشار 30 آذر 1391
قطع کتاب پالتویی
نوع جلد گالینگور
نوع چاپ تک رنگ
نوع کاغذ معمولی
تعداد صفحات 3034
نوبت چاپ 3
شابک 13 رقمی 9789648637656

برچسب‌های محصول

برچسب‌های محصول

برای جدا کردن برچسب‌ها از فاصله استفاده کنید. برای جملات نقل قول تکی (') را به کار ببرید.

نظرات مشتری

نظر خودتان را بنویسید

شما نظر می دهید: کلیدر (10 جلد در 5 مجلد )

شما به این محصول چه امتیازی می‌دهید؟ *

  1 ستاره 2 ستاره 3 ستاره 4 ستاره 5 ستاره
قیمت
محتوا
به روز بودن
کیفیت تولید
Back to Top